ساحل من

:: ساحل من

نیمه شبی چند دوست به قایق سواری رفتند و مدت زیادی پارو زدند.
سپیده که زد گفتند چقدر رفته ایم؟ تمام شب را پارو زده ایم!
اما دیدند درست در همان جایی هستند که شب پیش بودند! آنان تمام شب را پارو زده بودند، ولی یادشان رفته بود طناب قایق را از ساحل باز کنند!

در اقیانوﺱ بی پایان هستی، انسانی که قایقش را از این ساحل باز نکرده باشد هر چقدر هم که رنج ببرد، به هیچ کجا نخواهد رسید.

شما قایق‌تان را به کدام ساحل بسته اید ؟

ساحل افکار منفی، ناامیدی، ترس، زیاده‌خواهی، غرور کاذب، خود بزرگ‌بینی، گذشته و ....

منبع : سیمرغساحل من
برچسب ها : ساحل ,پارو

هرگز نگو ....

:: هرگز نگو ....

هرگز نگو..

خسته ام..

زیرا اثبات میکنی ضعیفی..

 بگو..نیاز به استراحت دارم


هرگز نگو..

می توانم

زیرا توانت را انکار میکنی

بگو....سعی ام را میکنم



هرگز نگو

خدایا پس کی؟؟؟

زیرا برای خداوند، تعیین تکلیف میکنی

بگو..خدایا بر صبوریم بیفزا


هرگز نگو

حوصله ندارم..

زیرا...برای سعادتت ایجاد محدودیت میکنی

بگو..باشد برای وقتی دیگر..


هرگز نگو

شانس ندارم..

زیرا به محبوبیتت در عالم،

بی حرمتی میکنی

بگو..حق من محفوظ است.

منبع : سیمرغهرگز نگو ....
برچسب ها : میکنی ,ندارم زیرا ,زیرا برای

تفاوت برنده و بازنده

:: تفاوت برنده و بازنده

تفاوت برنده و بازنده

پنج قورباغه در یک برکه زندگی می کردند. یک قورباغه تصمیم گرفت بپرد.

سؤال: چه تعداد قورباغه باقی می ماند؟

جواب: پنج عدد!

- چرا؟!

- چون تصمیم گرفتن، به معنی انجام دادن نیست؛

تفاوت برنده با بازنده در عمل و بی عملی است . !

تو برای برنده شدن به دنیا آمده ای؛ اما برای این که موفق شوی باید برنامه ریزی کنی، آمادگی پیدا کنی و اقدام کنی.

هرگاه کسی طرحی را ارائه کند، می بینید که ده ها نفر قبل از او به این طرح فکر کرده اند اما فقط به آن فکر کرده اند ...

" آلفرد موفتاپرت "

از کتاب عمر کوتاه نیست ما کوتاهی می کنیم

منبع : سیمرغتفاوت برنده و بازنده
برچسب ها : برنده ,قورباغه ,بازنده ,تفاوت ,تفاوت برنده

ظرف عسل

:: ظرف عسل

ظرف عسل



روزی یک کشتی پراز عسل در ساحل لنگر انداخت وعسلها درون بشکه بود وپیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بود
و به بازرگان گفت :
از تو میخواهم که این ظرف را پر از عسل کنی که تاجر نپذیرفت وپیرزن  رفت  ..
سپس تاجر به معاونش سپردکه آدرس آن خانم را پیدا کند وبرایش یک بشکه عسل ببرد  ...
آن مرد تعجب کرد وگفت
ازتو مقدار کمی درخواست کرد نپذیرفتی والان یک بشکه کامل به او میدهی .
تاجر جواب داد :
ای جوان او به اندازه خودش در خواست میکند ومن در حد و اندازه خودم به او میدهم  ..                   
اگر کسی که صدقه میداد به خوبی میدانست ومجسم میکرد که صدقه ی او پیش از دست نیازمند در دست خدا قرار می گیرد  ...
هراینه لذت دهنده بیش از لذت گیرنده بود

این یک معامله با خداست.

منبع : سیمرغظرف عسل
برچسب ها : تاجر ,بشکه